آنارشیست

آنارشیست جنبشی سیاسی است که هر گونه اقتدار سیاسی و اقتصادی را رد می کند. آنارشیست ها مخالف با هرگونه قدرتی هستند که آزادی های فردی را محدود می کنند. آنارشیست ها می توانند افراط گر (انقلابی) یا مسالمت آمیز باشند. لئون تولستوی یکی از نویسندگان مشهوری و از جمله آنارشیست های معروف می باشد.

آنارشیست چیست؟

آنارشیست یا آنارشی (Anarchy) واژه ای یونانی است که به معنای نفی و فقدان حکمران، مدیر، رئیس یا فرماندار می باشد. در معنای کلی آنارشیست به معنای مخالف سلطه گر است. آنارشیست ها به گروهی اطلاق می شود که مخالف وجود حکومت و دولت هستند. آنارشیست به معنای بدون حکمران یا بدون حاکمیت نیز معنا می شود. مهمترین اندیشه آنارشیست ها، رد قانون، حاکم، دولت و تمامی تبعات آن می باشد.

در عین حال آنارشیست ها خود را بی سرو سامان نمی دانند. بلکه هرگونه فرمان و دستور را رد می کنند. آنها منکر اطاعت مطلق از قدرت دولت هستند و نسبت به هر گونه نهاد دولتی بد بین می باشند. بنابراین هرگونه موسسه مبتنی بر زور اجبار را عامل تباهی زندگی اخلاقی و اجتماعی انسان قلمداد می کنند.

به طور کلی آنارشیست ها با حکومت مبتنی بر زور مخالفت شدید کرده اند. اما هرگز خواستار از میان برداشتن نهاد حکومت به طور کامل نیستند. آنارشیست ها دولت های فعلی را به عنوان نظام های نامشروع تلقی می کنند و مخالفت صریح خود را با این دولت ها اعلام کرده اند. در واقع آنارشیست، جنبشی ضد سلسله مراتب است زیرا معتقدند سلسله مراتب، ساختارهای سازماندهی شدەای هستند که به حاکمیت، ماهیت و مشروعیت می بخشند.

از آنجا که دولت یا حکومت نیز در بالاترین سطح سلسله مراتب هستند، آنارشیست ها نیز مخالفت خود را با راس قدرت آغاز کرده اند. بنابراین آنارشیست ها از جمله مخالفان اصلی قدرت مذهبی، کاپیتالیسم و حکومت هستند. آنها به دنبال جامعه ای هستند که بدون قدرت متمرکز و عاری از نهادهای زور و اجبار و با انجمن های داوطلبانه اداره می شوند.

آنارشیست_انارشیست-آنارشی-انارشی

اندیشمندان آنارشیست

از برجسته ترین اندیشمندان و صاحب نظران مکتب آنارشیست ها می توان به ویلیام گادوین، ماکس اشتیرنر، لئو تولستوی، پیر ژوزف پرودون، میخائیل باکونین، پطر کروپوتکین، الیزه رکلوز، ماری بوخین، اما گلدمن، نوام چامسکی، هربرت رید، هوارد زین و اخیراً متفکران آزادی‌طلب و محافظه‌کاری با گرایش آنارشیستی مانند هانس هرمان هوپ و موری روثبارد اشاره کرد. همه این نظریه پردازان  در فلسفه «بگذار انجام دهند» (Laissez faire) با هم اشتراک نظر دارند. از نظر تئوریکی، آنارشیست ها به چندین گروه آنارشیسم تحول‌خواه، آنارشیسم کمونیست، و آنارشیسم اندیویدوالیست (فردگرا) تقسیم می‌شوند.

به عنوان مثال پرودون یکی از آنارشیست های اندیویدوالیست به شمار می رود. در این گرایش آنارشیسم به شکل یک جنبش اجتماعی با کتاب «مالکیت چیست» آغاز می‎شود. پرودون از جمله آنارشیست هایی است که هیچ مخالفتی با مالکیت ندارد، بلکه نحوه اکتساب و بهره‌برداری از آن را نیازمند اصلاح می‌داند.

 دسته های آنارشیست ها

آنارشیست ها به دو گروه آنارشیسم انقلابی و آنارشیسم مسالمت‌جو تقسیم می شوند که در زیر به آنها می پردازیم:

آنارشیست های انقلابی

آنارشیست های رادیکال یا انقلابی حامیان اصلی ترور، اعتصاب و برانداختن ناگهانی تشکیلات دولت می باشد. این گروه ها در سده ۱۹ قدرت زیادی گرفتند و به همین دلیل با استفاده از قدرت خود بسیاری از سیاست‌مداران و پادشاهان را ترور کردند. آنارشیست های انقلابی و تندرو در تئوری های خود افراط می کنند و به طور قطع خواهان از بین بردن صاحبان قدرت و افراد در راس حکومت هستند. برای اجرای خواست های خود از هیچ خشونتی ابا ندارند و عملگرایی و انقلابی گری را به صبر ترجیح می دهند.

آنارشیست‌های مسالمت جو

آنارشیست های مسالمت جو متعادلتر برخورد می کنند و از طرفداران عدم خشونت هستند. از جمله می توان به لئو تولستوی یکی از نویسندگان مشهور اشاره کرد. این دسته از آنارشیست ها هیچ علاقه ای به استفاده از زور و خشونت ندارند و برای عملی کردن خواست ها و مطالباتشان سعی دارند از روش های مسالمت آمیز استفاده کنند.

قدرت دولت-آنارشی کمونیستی-انارشی کمونیستی

دسته بندی آنارشیست ها از نظر ایدئولوژی

آنارشیست ها را می توان از نظر ایدئولوژیکی به چندین دسته تقسیم بندی کرد که عبارتند از:

  1.  آنارشیست نوین
  2. آنارشیسم کمونیست
  3. آنارشیسم سندیکالیست(سندیکاگرا)
  4.  آنارشیسم اندیویدوالیست(فردگرا)
  5.  آنارشیسم دینی

آنارشیسم نوین

آنارشیست نوین با نظریات ویلیام گادوین در سال ۱۷۹۳ آغاز می شود. او با نام تفحصی پیرامون عدالت سیاسی و تأثیرش بر شادمانی و فضیلت عام، آنارشیست را بررسی می کند. پس از او نیز افرادی همچون پرودون، باکونین، اشتیرنر، تاکر، تولستوی و کروپوتکین از آنارشیست نوین پیروی می کنند.

آنارشیست کمونیست

آنارشیست کمونیست انسان را موجودی به ذات اجتماعی می داند که سود اجتماعی را در کنار سود فردی قرار می دهد. از جمله نظریه پردازان مهم آنارشیست کمونیست می توان به پطر کروپوتکین اشاره کرد. از نظر آنارشیست های کمونیستی، همنوایی میان انسان و اجتماع تنها با نفی نهادهای اجتماعی اقتدارگر خاصّه دولت امکانپذیر است. کروپوتکین نیز همچون سایر نظریه پردازان کمونیست که قدرت دولت را نفی  و به جای آن از حزب استفاده می کنند، بر این نظر است که تمامی افراد اجتماع باید در زیر پرچم یک حزب درآیند. قدرت دولت باید از بین برود و در مقابل یک حزب حاصل اراده تک تک افراد شکل بگیرد.

آنارشیست سندیکاگرا

آنارشیست سندیکاگرا به دنبال سعادت اقتصادی است و رمز پیروزی را در نزاع های اقتصادی دنبال می کند. این گروه بر خلاف کمونیست ها که به نزاع های سیاسی بیشتر تمایل دارند، از احزاب سیاسی به شدت بیزارند و در مقابل به تشکیل اتحادیه کارگری و سندیکاها اعتقاد دارند. از نظر آنها اتحادیه های کارگری می توانند با ساختار قدرت مبارزه کنند و سرانجام با یک انقلاب، بنیادهای حکومت حاکم را ساقط کنند.

آنارشیست فردگرا

آنارشیست فردگرا درست در مقابل آنارشیست کمونیستی قرار می گیرد که اجتماع را از فرد جدا نمی داند. از جمله مشهورترین آنارشیست های فردگرا می توان به ماکس اشتیرنر آلمانی و بنیامین تاکر آمریکایی اشاره کرد. اشتیرنر در کتاب شخص و دارایی‌اش، بر این نظر است که انسان ها حق دارند هر کاری که تمایل دارند را انجام دهد. بنابراین هر چیزی که آزادی انسان را سلب کند، باید نابود شود و از آنجا که قدرت دولت بزرگترین مخالف آزادی انسان است، قبل از هر چیز باید نابود شود.

زمانی که اشتیرنر با قانون و مالکیت خصوصی مخالف می کند، به آنارشیست های کمونیستی نزدیک می شود. از نظر او، مفاهیم خدا، کشور، خانواده و عشق هم نامعتبرند. اما هیچ دلیلی برای اثبات نظریات خود ندارد و معتقد است اگر این مفاهیم آزادی انسان را سلب کنند، نابودی آنها ضرورت پیدا می کند.

انواع آنارشیسم-آنارشیست-انارشیست

آنارشیست دینی

تولستوی به عنوان بزرگترین نظریه پرداز آنارشیست دینی محسوب می شود. از نظر این دسته از آنارشیست ها هیچ نظام حکومتی مشروعیت حکمرانی بر مردم را ندارد و تمام نظامات حکومتی مرتکب نوعی آپارتاید ساختاری هستند. گرایش به یک طبقه نخبه و ظلم و ستم به گروه دیگری از مردم را مهمترین ویژگی های نظام های حکومتی می داند. آنارشیست های دینی معتقدند که حکومت ها همه ضد مردمی هستند و تنها در دست قدرت ها و سرمایه داران قرار دارند. بنابراین برای توجیه یک قدرت که بتواند به نحو بهتری بر مردم حکومت کند، به دین پناه می آورند.
در این رابطه تولستوی از جمله آنارشیست هایی است که تنها محبت به خداوند را لایق حکمرانی بر مردم می داند و بر این نظر است که محبت عیسوی و ایدوئولوژی آنارشیستی راه نجات جامعه بشری است. در ایران نیز حزب آنارشیست کارگری ایران یک جریان فکری مخفی در ایران در دهه های اخیر می باشد که نام ت.مزدیسنا رهبری آن را بر عهده دارد.

منبع : نویسنده: مریم کوهشاری

سکولاریست چیست؟

سکولاریست چیست؟

لیبرالیسم

لیبرالیسم

فمنیسم

فمنیسم

نظر کاربران

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است.
شما اولین نفر باشید.

 

فهرست

تازه ها

عضویت

تماس با ما