گلسرخی مبارزی نستوه

گلسرخی یکی از نویسندگان و شاعران معاصر است که در دوم بهمن ماه 1322 در شهر رشت به دنیا آمد. خسرو گلسرخی در سن پنج سالگی پدر خود را از دست داد و سپس به همراه مادرش بانو شمس‌الشریعه وحید خورگامی و برادرش فرهاد، به نزد پدربزرگش در شهر قم رفت و تا اوایل جوانی در این شهر زندگی کرد.

عناوین نوشتار:

  • بیوگرافی گلسرخی
  • آغاز فعالیت های ادبی گلسرخی
  • دستگیری و زندانی شدن گلسرخی
  • دفاعیات گلسرخی در دادگاه
  • وصیت نامه گلسرخی

بیوگرافی گلسرخی

روحیه مبارزه جویی پدر بزرگ در گلسرخی نیز تاثیرگذار بود. چنانکه او تحت تعلیم پدربزرگ به مردی شجاع و بی باک تبدیل شد. او در سن 19 سالگی پدربزرگش را از دست داد. درست زمانی که دوران متوسطه را در مدارس حکیم سنایی و حکیم نظامی به پایان رسانده بود، با این اتفاق روبرو شد.

مرگ پدربزرگ تاثیر زیادی بر روحیات گلسرخی داشت. پس از این رخداد، این بار نوبت گلسرخی بود که باید مسئولیت معاش خانواده را بر عهده می گرفت. او برای امرار معاش منزل، به همراه برادرش فرهاد به تهران نقل مکان کرد. گلسرخی روزها را به کار سخت مشغول بود و شب ها را نیز به درس خواندن می گذراند. گلسرخی علاقه زیادی به ادبیات داشت. بسیاری از اشعار و مقالات او در اوایل جوانی نوشته شده اند. همچنین گلسرخی نقدهای بسیاری بر دیگر آثار ادبی نوشته است.

آغاز فعالیت های ادبی گلسرخی

گلسرخی آثار خود را با نام های مستعاری همچون دامون – خ ، گ – بابک رستگار – افشین راد – خسرو کاتوزیان منتشر می کرد. او در دوره دانشگاهی زبان فرانسه و انگلسی را به طور کامل فرا گرفت که همین امر امکانات جدیدی را در اختیار او قرار داد. به طوری که توانست بسیاری از آثار انگلیسی و فرانسوی را به زبان فارسی ترجمه کند. گلسرخی سرودن اشعار را از سال 1345 آغاز کرد. سه سال بعد با عاطفه گرگین شاعر و نویسنده همفکرش ازدواج کرد. گلسرخی چهار سال در کنار همسرش زندگی کرد. ثمره ازدواج آنها فرزندی به نام دامون است.

زندگی با یک شاعر و نویسنده خوش ذوق، گلسرخی را نیز برای دنبال کردن آثارش بیشتر ترغیب می کرد. به طوری که دوران شکوفایی فکری و خلاقیت او در مطبوعات در سالهای 48 تا 52 است. ناگفته نماند که تمامی آثار گلسرخی در دوره حیات به صورت مطبوعاتی منتشر می شد و هیچ یک از آثار وی، به صورت کتاب چاپ نشد. در این میان می توان به یک  مقاله  با نام ” سیاستِ هنر، سیاستِ شعر” اشاره کرد که برای اولین بار به صورت جزوه از سوی انتشارات (کتاب نمونه) و با کمک بیژن اسدی پور منتشر شد.

کاوه گوهرین از جمله کسانی بود که تلاش زیادی کرد تا آثار و دست نوشته های گلسرخی را در دو مجموعه به نام های ”دستی میان دشنه و دل” و ” من در کجای جهان ایستاده ام” چاپ کند. گلسرخی نیز برای چاپ این آثار اشتیاق زیادی داشت. اگر چه او برای چاپ کتابهایش با انتشارات کتاب نمونه قرارداد بسته بود اما به نتیجه دلخواه نرسید. بعدها یکی از این دو مجموعه، با نام انتخابی خود گلسرخی “ ای سرزمین من“ چاپ شد. مجموعه دوم آثار گلسرخی نیز “پرنده خیس” نام دارد که انتخاب این نام با توصیه عمران صلاحی انجام شده است.

گلسرخی-خسرو گلسرخی-مبارزات گلسرخی

دستگیری و زندانی شدن گلسرخی

گلسرخی به دلیل نزدیکی به گروه های سوسیالیستی از جمله فداییان خلق، مورد سوء ظن ساواک بود. همین امر دلیلی بر دستگیری وی بود. به دلیل همکاری هایی که گلسرخی با این سازمان داشت و همچنین روابطی که با دبیرکل و دانه درشت های احزاب سوسیالیستی برقرار کرده بود، تحت نظر قرار گرفت. او در مدت یکسال روابط خود را با خانواده کمتر کرده بود و در عوض بیشتر وقتها را در سازمان می گذراند. سرانجام گلسرخی در 29 بهمن 1352 به جرم شرکت در طرح گروگانگیری رضا پهلوی، دستگیر شد.

دفاعیات گلسرخی

گلسرخی به همراه کرامت الله دانشیان در دادگاه نظامی حاضر شد. او در یکی از جلسات دادگاه، چنین اظهار کرده است:
«به نام نامی مردم:
من در دادگاهی که نه قانونی بودن و نه صلاحیت آن را قبول دارم، از خود دفاع نمی کنم. به عنوان یک مارکسیست خطابم با خلق و تاریخ است. هر چه شما بر من بیشتر بتازید، من بیشتر بر خود می بالم. چرا که هر چه از شما دورتر باشم به مردم نزدیکترم و هر چه کینه شما به من و عقایدم شدیدتر باشد، لطف و حمایت توده مردم از من قوی تر است. حتی اگر مرا به گور بسپارید که خواهید سپرد، مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.»

ترجمه های گلسرخی-مقالات گلسرخی- آثار خسرو گلسرخی

گلسرخی در  بین دفاعیات از امام حسین به عنوان یک الگو نام می برد و می گوید:
«زندگی امام حسین نمودار زندگی کنونی ماست که جان بر کف برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می شویم، او در اقلیت بود و یزید بارگاه و قشون و حکومت و قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند که یزید گوشه ای از تایخ را اشغال کرد، ولی آن چه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه حسین و پایداری او بود نه حکومت یزید. آن چه را که خلقها تکرار کردند و می کنند، راه حسین است.»
در لحظات پایانی دادگاه نظامی، حکم اعدام خسرو گلسرخی به همراه دانشیان قرائت می شود که در این لحظه هر دو لبخند زنان یکدیگر را در آغوش می گیرند. این واکنش گلسرخی موجب ترس در ساواک می شود. تمام تلاش ساواک برای بازگرداندن گلسرخی از اندیشه اش بود اما او چنان به آزادی و آزادگی پایبند بود که هیچ تلاشی نمی توانست او را از ادامه اندیشه اش باز دارد.
حتی در واپسین لحظات ساواک به گلسرخی پیشنهاد داد تا از شاه تقاضای عفو کند. اما او تنها با لبخند به این درخواست پاسخ داد. پیشنهاد دیگر ساواک دیدن دامون فرزندش بود که البته گلسرخی این پیشنهاد را نیز رد کرد. او می دانست که با دیدن پسرش، ممکن است برای زنده ماندن اندیشه اش متزلزل شود. بنابراین حاضر نشد حتی در واپسین لحظات زندگی فرزندش را در آغوش کشد.
او در مورد علاقه اش به خانواده و زندگی چنین می گوید:
«هیچ کس از زندگی در کنار زن و فرزند گریزان نیست. من مثل هر انسانی زندگی را دوست دارم و دوست دارم مثل هر پدری رنگ چشمان فرزندم را ببینم. اما راهی را که انتخاب کرده ایم باید به پایان ببریم. مرگ ما حیات ابدی است ما می رویم تا راه و رسم مبارزه بماند. اگر من ندامت نامه بنویسم کمر مبارزان را خرد نکرده ام ؟؟؟ ».
همزمان با گلسرخی همسرش نیز در دادگاه محکوم به چهار سال زندان شد. سرانجام گلسرخی در سحرگاه 29 بهمن سال 1352، در میدان چیتگر تیرباران شد.

اندیشه گلسرخی-اشعار گلسرخی-آثار گلسرخی

وصیت نامه گلسرخی

«من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز عشق به مردم چیز دیگری نیست من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ایران تقدیم میکنم. و شما آقایان فاشیست ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیچگونه مدرکی به قتلگاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت. شما ایمان داشته باشید از هر قطره خون ما صدها فدایی برمیخیزد و روزی قلب شما را خواهد شکافت. شما ایمان داشته باشید که حکومت غیرقانونی ایران که در 28 مرداد سیاه به خلق ایران توسط آمریکا تحمیل شده در حال احتضار است و دیر یا زود با انقلاب قهرآمیز توده های ستم کشیده ایران واژگون خواهد شد.
ضمنا“ یک عدد حلقه پلاتین (طلای سفید) و مبلغ یک هزار و دویست ریال وجه نقد را به خانواده و یا به زنم بدهند.»
 
یکی از ماندگارترین جملاتی گه گلسرخی در دادگاه اظهار کرده بود: «من به خاطر جانم چانه نمی زنم، زیرا فرزند خلق مبارز و دلاور هستم.»

شعبان بی‌مخ در کنار اشرف پهلوی

شعبان بی‌مخ در کنار اشرف پهلوی

زندگی نامه عبدالکریم ایادی, دوست بهایی شاه پهلوی!

زندگی نامه عبدالکریم ایادی, دوست بهایی شاه پهلوی!

نظر کاربران

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است.
شما اولین نفر باشید.

 

فهرست

تازه ها

عضویت

تماس با ما