فمنیسم

فمنیسم (Feminism) یکی از مکاتب جدید در سرزمین های غربی می باشد که با عنوان مکتب فعالیت زنان شناخته شده و به منظور حمایت از حقوق زنان شکل گرفته است. ایدئولوژی فمنیسم هدف خود را ایجاد بسترهای مناسب برای رشد اجتماعی و اقتصادی زنان و برابری و تساوی بین حقوق زنان و مردان قرار داده است.

تاریخچه مکتب فمنیسم

مکتب فمنیسم بر این باور است که جنسیت به عنوان یک عامل تعیین کننده برای ارتقا جایگاه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان می باشد. به همین دلیل تمام تمرکز خود را بر رفع نابرابری های جنسیتی، پیشبرد حقوق و علایق زنان معطوف کرده است. مکتب فمنیسم در اواخر قرن 18 میلادی شکل گرفت. در آن زمان، زنان به دلیل جنسیتشان به شدت تحت فشار قرار می گرفتند و حقوق آنها پایمال می شد. همین امر موجب گردید تا گروهی از زنان برای گرفتن حقشان به پا خیزند. بزرگترین خواسته آنها، برابری میان زنان و مردان بود. 

زنانی که عضو جنبش فمنیسم بودند، خواهان ایجاد تمامیتِ بدنی و خودمختاری، حقِ رأی، حقِ کار، حقِ دستمزدِ برابر به‌خاطرِ کارِ برابر، حقِ مالکیت، حقِ تحصیل، حقِ شرکت در ارتش، حقِ مشارکت در قراردادهای قانونی، حقِ سرپرستیِ فرزندان، حقِ ازدواجِ آزادانه و آزادیِ مذهبی برای زنان بودند. 

اگر چه فمنیسم در ابتدا با استقبال زیادی مواجه نشد و جامعه مرد سالار آن روز در مقابل خواسته های زنان آزادی خواه قرار گرفتند، اما سرانجام در طی یک قرن و نیم تلاش، جنبش فمنیسم توانست طرفداران زیادی را به سمت خود جذب کند. به طور کلی این جنبش سه دوره (یا موج) را پشت سر گذاشته است که عبارتند از:

موج اولیه فمنیسم 

موج اولیه فمنیسم که از اواخر قرن 18 شروع شده بود، تا سال 1960 ادامه پیدا کرد. در موج اول این مکتب، زنان از نقش محدودشان در جامعه انتقاد کردند که البته در این زمان به هیچ عنوان به وضعیت نامساعد زنان اشاره ای نمی شد. «مری ولستون کرافت» در سال 1792 یک بیانیه را در حمایت از حقوق زنان منتشر کرد. مهمترین فعالیتی که در موج اول فمنیسم صورت گرفت، دفاع از حق رای زنان بود که توسط «املین پنکهرست» رهبری شد. 
پنکهرست یکی از زنانی بود که قبل از جنگ جهانی اول در کمپین حمایت از حق رأی برای زنان، فعالیت می‌کرد. سرانجام در پایان جنگ جهانی اول، جنبش فمنیستی موفق شد تا حق رای را برای زنان بدست آورد. این امر ابتدا در انگلیس و آلمان انجام شد. پس از جنگ جهانی دوم در فرانسه و ایتالیا زنان به حق رای دست یافتند. از دیگر خواست های فمنیسم ها در موج اول، دستیابی به حق طلاق و حق مالکیت بود. 


موج دوم فمنیسم

در موج اول زنان توانستند به حق رای و بسیاری از موقعیت های اجتماعی دست پیدا کنند. در موج دوم، فمنیسم ها بر محدودیت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر زنان تاکید داشتند. سیمون دو بووار و ویرجینیا وولف  دو نظریه پرداز مهم موج دوم فمنیسم هستند که سعی کردند با نوشتن مقالات و کتاب، از حقوق فرهنگی و سیاسی زنان حمایت کنند. 

موج سوم فمنیسم

موج سوم فمنیسم با نوشته های افرادی همچون جولیا کریستوا و لوس ایریگری آغاز شد. آنها ساختارهای ژرف زبان و ناخودآگاه انسان را مانع آزادی زنان می دانستند و بر زنانگی و ویژگی‌های بدن زنان تاکید می کردند. فمنیسم های موج سوم بر این نظر بودند که باید ساختارهای مردانه را بررسی و واکاوی کرد. آنها از تفاوت رنگ‌ پوست، قومیت‌، ملیت‌، ادیان و پیشینه‌های فرهنگی به عنوان عوامل تاثیرگذار در فمنیسم یاد کردند و بر سیاست‌های جنسیتی و معادلات قدرت متمرکز شدند.

فمنیزم-فمنیست-فمنیسم


مفاهیم مورد نظر فمنیسم

فمنیسم بر تبعیض، رفتار قالبی، مردسالاری و پدرسالاری تاکید می کند. این جنش به مواردی از قبیل نابرابری جنسیتی، حقوق تولید مثل، خشونت خانگی، برابری دستمزد، آزار جنسی، و تبعیض جنسیتی می پردازد و خواهان آن است تا زنان نیز همچون مردان در تمامی زمینه ها از حقوق یکسانی برخوردار شوند. آنچه به عنوان نقطه مرکزی، در فمنیسم شناخته شده است، نادیده گرفتن و کنار زدن جنسیت در زمان تعیین مزیت ها، حقوق، مقام و حتی وظایف و مسئولیت ها می باشد. اگر چه بیشتر اعضای جنبش فمنیسم زنان بودند، اما برخی از مردان نیز پا به پای زنان حرکت کردند. 


انواع گرایش های فمنیسم

فمنیست ها در مورد دستیابی به حقوق زنان و رفع نابرابری و تبعیض، هدف یکسانی را دنبال می کنند. اما همه آنها برای دستیابی به این هدفها، روش یکسانی ندارند و در واقع همین امر موجب شده است تا فمنیسم به انواع مختلفی تقسیم شود که عبارتند از:

  1. فمینیسم لیبرال
  2. فمینیسم مارکسیستی
  3. فمینیسم رادیکال
  4. فمینیسم روانکاوانه
  5. فمینیسم سوسیالیستی

فمینیسم لیبرال

جنبش فمنیسم لیبرال معرفترین گرایش این مکتب است. فمنیسم لیبرال نسبت به سایر گرایش ها، معتدلتر رفتار می کند و با تبیین جایگاه کنونی زنان، سعی دارد تا حقوق برابری را برای آنها بدست آورد. این گرایش موانع مصنوعی در برابر مشارکت زنان در عرصه اجتماعی را واکاوی می کند و برای تبیین نابرابری میان زنان و مردان، فاکتورهایی همچون تقسیم کار جنسیتی، جدایی عرصه عمومی (برای مردان) و خصوصی (برای زنان) و فرایند اجتماعی کردن کودکان (دختران) را برجسته می کند. 
از نظر فمنیسم لیبرال، نظام های لیبرالیستی دارای نهادها و انجمن هایی هستند که می توان از طریق آنها، به آزادی و برابری زنان دست پیدا کرد. با این وجود فمنیست های لیبرال معتقدند که حقوق زنان حتی در جوامع لیبرالیستی نیز پایمال می شود. به همین دلیل است که برای بدست آوردن حقوق برابر تلاش می کنند. این گروه از فمنیست ها، برای رفع نابرابری جنسیتی، روش های زیر را مد نظر قرار می دهند:

  1. بسیج امکانات موجود سیاسی و قانونی 
  2. تأمین فرصت‌های اقتصادی برابر برای زنان
  3. اصلاح نهادهای خانواده، مدرسه، و رسانه‌های عمومی
  4. تمرکز بر اصلاح جامعه، بدون تغییر انقلابی آن

فمنیست ها-حقوق زنان-برابری زنان-رفع تبعیض نژادی

فمینیسم مارکسیستی

فمنیسم مارکسیستی با نظریات مارکس و انگلیس پا گرفته است. انگلس در کتاب «منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت»، معتقد است که تمامی انسان ها، فارغ از طبقه اجتماعی و جنسیت، دارای حقوق برابر هستند. در فمنیسم مارکسیستی، از زنان تحت ستم طبقه سرمایه دار صحبت می شود. فمنیسم مارکسیستی عواملی همچون مالکیت خصوصی، تقسیم کار جنسیتی و نظام خانواده مردسالار را به عنوان مهمترین دلایل تبعیض جنسیتی بر می شمرد. در عین حال فمنیسم کمونیستی بر این نظر است که «نظام سرمایه داری» به تبعیض جنسیتی دامن می زند و عامل اصلی بازتولید نابرابری میان زنان و مردان می باشد.
از نظر فمنیست های مارکسیستی، نظام طبقاتی موجب شده است تا زنان در موقعیتی فرو دست قرار بگیرند. به همین دلیل باید نظام طبقاتی را از بین برد. فمنیسم مارکسیست معتقد است که با انقلاب سوسیالیستی می توان به راحتی موقعیت زنان را همچون مردان ساخت و تبعیض جنسیتی را از بین برد. این جنبش بر زنان کارگر متمرکز شده است که مبارزه اصلی را در رفع تضاد طبقاتی می داند. در واقع فمنیسم مارکسیستی، برای رفع تبعیض جنسیتی به عرصه عمومی وارد می شود.

فمینیسم رادیکال

فمنیسم رادیکال (همانطور که از نامش بر می آید) بسیار سخت گیرانه به موضوع تبعیض جنسیتی نگاه می کند. از نظر فمنیسم های رادیکال، زنان به دلیل نفس زن بودن دارای جایگاه مثبتی هستند. آنها سعی می کنند تا با اهمیت دادن به جنس زن، او را از نابرابری برهانند. یکی از مهمترین مفاهیمی که در فمنیسم رادیکال خودنمایی می کند، مفهوم «ستم جنسی» می باشد.  این نوع فمنیسم  ستمی که بر زنان روا داشته می‌شود را نقد می کند و تمامی اشکال سلطه و سرکوب را ناشی از تفوق مردانه می داند. 

فمینیسم روانکاوانه

فمنیسم روانکاری از نظریات فروید نشأت گرفته است. او در سه مقاله سعی می کند تا از حقوق پایمال شده زنان حمایت کند. از نظر فرید رشد زنانگی بر اساس «رشک ورزی به آلت نرینه» در دختر، و رشد مردانگی بر حسب «عقده ادیپ» (عامل نفی مادر) قابل بررسی می باشد. به طور کلی فمنیست های روانکاوانه معتقدند که آموزش های دروان کودکی بر ناخودآگاه انسان تاثیرگذار است. مردانی که در خانواده های مرد سالار پرورش یافته اند، آموخته اند که زنان هیچ حقی در جامعه ندارند و باید مادران و زنان در خانه بمانند. همچنین زنانی که در این نوع خانواده ها پرورش یافته اند، به آنها گفته نشده است که در جامعه چه حق و حقوقی دارند. 
یکی از نظریه پردازان فمنیسم واکاوی «چودوروف» می باشد که معتقد است مادران نقش مهمی در هویت یابی جنسی فرزند دارند. آنها پسران را به گونه ای تربیت می کنند که نسبت به دختران، سریع تر مستقل می شوند. در حالی که دختران در آغوش مادر می آموزند که باید ارتباطات عاطفی برقرار کنند. 

جنبش فمنیست-فمنیسم رادیکال-فمنیست مارکسیست


فمینیسم سوسیالیستی

زمانی که در دهه 1970، فمنیسم رایکال و فمنیسم مارکسیست بر سر علت تبعیض جنسیتی با یکدیگر اختلاف نظر پیدا کرده بودند، فمنیسم سوسیالستی شکل گرفت. از جمله مهمترین نظریه پردازان فمنیسم سوسیالیستی می توان به ژولیت میشل، هایدی هارتمن، و آلیسون جگر اشاره کرد. هارتمن در مقاله «ازدواج ناموفق فمینیسم و مارکسیسم» به دفاع از حقوق زنان می پردازد. 
فمنیسم سوسیالیستی بر این نظر است که نظام سرمایه داری و نظام مردسالاری با یکدیگر ترکیب می شود  و همین امر موجب شده است تا موقعیت زنان تنزل پیدا کند. آنها برای واکاوی و بررسی موقعیت فرودست زنان، نگاه تک بعدی ندارند. بلکه مجموعه ای از شرایط و علل را در ایجاد این موقعیت مقصر می دانند. فمنیسم سیوسیالیستی معقتد است که مبارزه برای احقاق حقوق زنان، باید در دو جبهه انجام شود.این دو جبهه عبارتند از: نظام سرمایه داری و نظام مردسالاری. آنها نه تنها  فضای کارخانه را موجب محدودیت زنان می دانند، بلکه به حوزه های عمومی و خصوصی نیز انتقاد شدیدی می کنند.

منبع : نویسنده: مریم کوهشاری

آنارشیست

آنارشیست

لیبرالیسم

لیبرالیسم

کمونیسم

کمونیسم

نظر کاربران

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است.
شما اولین نفر باشید.

 

فهرست

تازه ها

عضویت

تماس با ما