کوروش کبیر

کوروش کبیر بنیانگذار و نخستین پادشاه سلسله هخامنشی بود. او بین سال های 559 تا 529 قبل از میلاد بر بخش گسترده ای از آسیا حکومت می کرده است. کتزیاس، هردودت و گزنفون سه تاریخ نویس بزرگ یونانی هستند که در مورد کوروش کبیر نوشته های زیادی را بر جای گذاشته اند.

  • اصل و نسب کوروش کبیر
  • کودکی و نوجوانی کوروش کبیر
  • داستان زندگی کوروش کبیر از زبان هرودوت
  • صحت داستان کودکی کوروش کبیر 
  • به قدرت رسیدن کوروش کبیر
  • فتح بابل و آغاز امپراتوری کوروش کبیر
  • مرگ و کشته شدن کوروش کبیر
  • وصیت نامه کوروش کبیر
  • شخصیت کوروش کبیر
  • کوروش کبیر در نزد اندیشمندان اسلامی

اصل و نسب کوروش کبیر

در مورد نسب و نیاکان کوروش کبیر بحث های زیادی شده است. کوروش کبیر خود را فرزند کمبوجیه می داند که در میان خانواده ی بزرگ انشان متولد شده است. انشان به خانواده ای گفته می شود که همیشه پادشاه بوده است. براساس آنچه که هرودوت نقل کرده، کوروش کبیر دارای نسب پادشاهی بوده است. کتزیاس بر این نظر است که کوروش کبیر فرزند ماندانا دختر آستیاگ (پادشاه مادها) بوده است و زمانی که کمبوجیه اول (یکی از بزرگان مادها) و ماندانا با یکدیگر ازدواج کردند، کوروش کبیر متولد شد. 

اما عده ای دیگر بر این نظر هستند که کوروش کبیر از نسل ماندانا دختر آستیاگ نیست و این داستان پردازی برای این بوده است که کوروش کبیر بتواند براحتی بر مردم حکمرانی کند و با ادعای نژاد نیمه مادی و پارسی، میان فرمانروانی پارس ها و مادها صلح و آشتی برقرار سازد. 

کودکی و نوجوانی کوروش کبیر

روایت های متعددی در مورد دوران کودکی و نوجوانی کوروش کبیر وجود دارد. عده ای داستانهای مربوط به دوران کودکی و نوجوانی کوروش کبیر را افسانه پردازی می دانند. هردودت در مورد نحوه به قدرت رسیدن کوروش کبیر چهار داستان را نقل می کند که البته مورخان تنها یکی از آنها معتبر می دانند. در این میان گزنفون نیز از قرن پنجم تا قرن چهارم پیش از میلاد مسیح چندین داستان متفاوت را در مورد کوروش کبیر نقل کرده است.

کوروش بزرگ-کوروش کبیر-امپراتوری ایران

داستان زندگی کوروش کبیر از زبان هرودوت

هردودت چنین نقل می کند که پدر بزرگ کوروش کبیر (آستیاگ) شبی در خواب دید که از دخترش چنان آبی خارج شد که تمام آسیا را در خود غرق کرد. مغ ها خواب او را تعبیر کردند و به او گفتند که از دخترش پسری متولد می شود که روزی بر تمام آسیا مسلط می شود. بعد از مدتی ماندانا با یکی از بزرگان پارس ازدواج کرد. زمانی که کوروش کبیر به دنیا آمد، پدربزرگش خواب دیگری دید. او در خواب دید که درخت انگوری از بدن ماندانا روییده و سپس تمام آسیا را در برگرفته است. اما از آنجا که مغ ها تعبیر این خواب را ناخوشایند و شوم می دانستند، پدربزرگ تصمیم گرفت دخترش را به یکی از بستگانش به نام هارپاگ بسپارد و کودک (کوروش کبیر) را نیز نابود کند.
هارپاگ که از کشتن کوروش کبیر بیم داشت، او را به یکی از چوپان های شاه به نام میترادات (مهرداد) سپرد و از او خواست تا این کودک را در جنگل رها کند تا طعمه گرگان شود. چوپان این نوزاد را به خانه برد. اما همسر چوپان (سپاکو) که زن مهربانی بود، شوهرش را از کشتن نوزاد برحذر داشت. او در این زمان یک نوزاد مرده زاییده بود. به همین دلیل چوپان نوزاد خود را به جای کوروش کبیر در جنگل رها کرد و سرپرستی کوروش کبیر را بر عهده گرفت. سپس جسد پسر خود که طعمه گرگان شده بود را در مقبره شاهی دفن کرد.

زمانی که کوروش کبیر ده ساله شد، دوستانش به او پادشاه می گفتند. او در زمان بازی همیشه نقش پادشاه را بر عهده داشت. یک روز در میان بازی، کوروش کبیر، یکی از کودکان درباری را به شدت تنبیه کرد. پدر آن پسر (آرتمبارس) به نزد آستیاگ (پادشاه) رفت و از کار کوروش کبیر گلایه کرد. او اظهار کرد که یک کودک برده، یکی از فرزندان درباری را تنبیه کرده است.
آستیاگ، کوروش کبیر را به نزد خود فراخواند تا او را تنبیه کند. اما زمانی که پادشاه کوروش کبیر را دید، متوجه شباهت او با فرزندان و خانواده اش شد. همانجا بود که متوجه شد چوپان نوزاد را نکشته و او را به فرزندی پذیرفته است. شاه، هارپاگ را تهدید کرد تا حقیقت را بر ملا نسازد و او پاسخ داد که: «پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم. اما حالا که طفل زنده است پس خودت این کار را بکن.» 
آستیاگ به بدترین شکل ممکن، هارپاگ را تنبیه کرد. اما از آنجا که هنوز هم از کوروش کبیر می ترسید، به نزد معبران خواب رفت و از آنان خواست تا در مورد کوروش کبیر و خطری که ممکن است تاج و تختش را تهدید کند، بیندیشند. اما آنها گفتند که رویای پادشاه اکنون به حقیقت پیوسته است. از آنجا که کودکان به کوروش کبیر شاه می گفتند، پس خواب تعبیر شده است و نیازی نیست که آستیاگ از او بترسد. همین امر موجب شد تا آستیاگ آرام شود و کوروش کبیر را به پارس نزد پدر و مادرش بفرستد.


صحت داستان کودکی کوروش کبیر 

اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم، مشخص می شود که در زمان های گذشته افسانه پردازی و قهرمان پروری پایه اول تاریخ را تشکیل داده است. به همین دلیل نباید از این داستان پروری در مورد زندگی کوروش کبیر تعجب کرد. در عین حال شباهتی که بین زندگی واقعی و افسانه وجود دارد، می توان از لابه لای آن برخی قسمت ها را جدا کرد. داستانهایی که در مورد کوروش کبیر نقل شده است، همگی ریشه در یک واقعیت دارند و نشان می دهد از ابتدا یک داستان بوده است اما با گذشت زمان به آن پر و بال داده شده است. 

به قدرت رسیدن کوروش کبیر

کورش کبیر ابتدا بر علیه پادشاه ماد برخاست. در این زمان حکومت مادها در هگمتانه (همدان امروزی) بود و کوروش کبیر توانست با یک سپاه قدرتمند این شهر را تسخیر کند. او پس از مدتی شاه لیدیه (کرزوس) را شکست داد و به سمت سارد لشکرکشی کرد. کوروش کبیر توانست پس از دو هفته شهر سارد را نیز به تصرف خود درآورد. او توانسته بود فرماندهان لایقی را تربیت کند. به همین دلیل در چندین جنگ، امور را به دست فرماندهان سپرد و خود به شهر اکباتان بازگشت. او همچنین به شهرهای «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَ‌گوش» و «اَرَخواتیش» لشکرکشی کرد. در مورد جزئیات این جنگ ها چیزی در تاریخ ثبت نشده است.

کوروش هخامنشی-هخامنشیان-ایران باستان


فتح بابل و آغاز امپراتوری کوروش کبیر

در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش کبیر تصمیم گرفت تا بابل را نیز تسخیر کند. یکی از فرماندهان او به نام «گئوبروه» توانست در شب عید نوروز این شهر را بدون خونریزی فتح کند. 17 روز پس از این پیروزی، کوروش کبیر وارد شهر بابل شد. او این شهر را پایتخت خود نامید که همین امر نقطه عطف امپراتوری کوروش کبیر محسوب می شود. با فتح بابل، زمینه بازگشت یهودیان به سرزمین اسرائیل (کنعان) فراهم شد. 
کوروش کبیر دستور داد تا محل عبادت یهودیان را بازسازی کنند و تمامی اشیا گران قیمتی که شاه بابل از اورشلیم ربوده بود را به یهودیان تحویل دهند. استوانه ای که کوروش کبیر پس از تصرف بابل، نوشته شده بود، هم اکنون به عنوان یک سند تاریخی در دست است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانه کوروش کبیر را به همه زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و در حال حاضر ماکتی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک گذاشته شده است.


مرگ و کشته شدن کوروش کبیر

براساس نوشته های هرودوت، زمانی که کوروش کبیر به جنگ با ماساگتها رفت، کشته شد. اما عده ای از مورخان نوشته های هرودوت در مورد مرگ کوروش کبیر را رد می کنند و بر این نظر هستند که او سالها بر تخت حکومت نشست و سرانجام به مرگ طبیعی درگذشت. کوروش را در پاسارگاد دفن کردند. پس از او کمبوجیه به حکومت بابل رسید. 
تا قبل از اینکه کوروش کبیر بابل را فتح کند، ایرانیان نقش زیادی در تحولات دنیا نداشتند. اما با این پیروزی، ایران به عنوان یک کشور مطرح در جهان شناخته شد. کوروش کبیر یک نظامی نابغه بود که با پیروزی هایی که در لشکرکشی ها بدست آورده بود، توانست گستردگی پهنه حکومت را تا سال ۵۳۹ پیش از میلاد از شرق، تا رود سند در هندوستان و از غرب به آناتولی برساند. 


وصیت نامه کوروش کبیر

گزنفون در مورد وصیت نامه کوروش کبیر و اینکه او در آخرین روزهای عمرش چه گفته است، چنین می گوید: «فرزندان من، چون بمیرم، تن مرا در زر و سیم نپوشانید و به گوهرها میارایید، بلکه به شتاب آن را به خاک بسپارید. زیرا چه سعادتی بالاتر از این که آدمی، به خاک برگردد. [خاکی که] پردازنده و پرورنده ی همه چیزهای نیکوست و چون همه عمر دوستدار مردمان بوده ام، کام من آن است که پس از مرگ نیز به آغوش خاک برگردم. [خاکی که] مردمان را به سان مامی نیکوکار و مهربان است».

شخصیت کوروش کبیر

بابلیان تصور می کردند که کوروش کبیر برگزیده مردوک است. پارسیان از کوروش کبیر همچون پدری مهربان یاد می کردند و یهودیان او را مسخ شده خداوند می دانستند. هرودوت بر این نظر است که کوروش کبیر مردی زود خشم بود. در این رابطه داندامایف می‌گوید: «کوروش کبیر محبوبترین شاه پارس و بنیانگذار یک امپراتوری جهانی بود». زمانی که کوروش کبیر وارد سرزمین های تازه فتح شده می شد، به ادیان آنها احترام می گذاشت. کوروش کبیر به مردم سرزمین های فتح شده اجازه می داد تا آزادانه خدایان خود را پرستش کنند. یونانیان کوروش کبیر را فاتحی بزرگ و سیاستمداری باهوش می‌دانستند. گزنفون در کورش‌نامه در مورد کورش کبیر می نویسد: «او حکمرانی آرمانی و ایده‌آل بود».
براساس نوشته های والتر هینتس، زمانی که کوروش کبیر سه امپراتوری ماد، لیدیه و بابل را تسخیر کرد، هیچ‌کدام از سه فرمانروا (آستیاگ، کرزوس و نبونعید) را نکشت، بلکه به تبعید آن‌ها بسنده کرد. حتی نقل است که کوروش کبیر برای سه امپراتور زندگی شاهانه ای را فراهم کرد. رفتار کوروش کبیر مبنای حقوق بشر در ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است.

پاسارگاد-امپراتوری کوروش-هخامنشی

کوروش کبیر در نزد اندیشمندان اسلامی

ابن بلخی از کوروش کبیر به عنوان پادشاهی یاد می کند که یهودیان را آزاد کرد و پادشاه آشور را شکست داد.  علامه طباطبایی در کتاب تفسیر المیزان، از کوروش کبیر به عنوان پیامبر ذوالقرنین یاد می کند که نام او در قرآن ذکر شده است. 
از دیگر بزرگانی که در دین اسلام از کوروش کبیر با نام «ذوالقرنین» یاد کرده اند، می توان به مولانا ابوالکلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیرالبیان، ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزی، حجت الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات، قاسم آذینی فر در کتاب کوروش کبیر پیام آور بزرگ، دکتر فریدون بدره‌ای در کتاب کوروش کبیر در قرآن و عهد عتیق، محمد کاظم توانگر زمین در کتاب ذوالقرنین و کوروش کبیر، دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی، صدر بلاغی در قصص قرآن، آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی و ده نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی، حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی)، حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد، تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن، آیت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری )، جلال رفیع در کتاب بهشت شداد، منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی، آیت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماینده مجلس خبرگان دوم، استاد محیط طباطبایی و احمدخان بنیان‌گذار دانشگاه اسلامی علیگر هند نام برد.

نظر کاربران

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است.
شما اولین نفر باشید.

 

فهرست

تازه ها

عضویت

تماس با ما