چرا آمریکای ترامپ به برجام نیاز دارد؟

گاردین - مایکل اکسوورثی - به صورت همواره و در سال های گذشته ایران یک بخش و رکن حائز اهمیت را در سیاست های ایالات متحده به خود اختصاص داده است.

ناکامی جیمی کارتر در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری اش و در نتیجه ترک کاخ سفید توسط او را به بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا طی سال های 1979 تا 1981 نسبت داده اند و دوره دوم ریاست جمهوری رونالد ریگان به طور قابل توجهی تحت تاثیر ماجرای معروف ایران – کنترا آسیب دیده بود.

حال قرارداد با ایران بر سر مسئله اتمی (برجام) که در ماه جولای 2015 توسط دولت اوباما به سرانجام رسید به منازعه ای میان دموکرات ها و جمهوریخواهان منجر شده و شکاف میان آنها را تشدید کرده است. بنابراین جای تعجب چندانی نیست که ایران دوباره در بحث بین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در 26 سپتامبر ظاهر شد.

هیلاری کلینتون با اشاره به تمایل خودسرانه دونالد ترامپ با اشاره به تمایل او برای باز کردن آتش بر قایق های توپدار ایران در خلیج فارس در صورت توهین آنها به ملوانان آمریکایی او را مورد حمله قرار داد. در مقابل دونالد ترامپ، هیلاری کلینتون را به واسطه همراهی با سیاست های اوباما در قبال ایران مورد حمله قرار داد با این مضمون که ما در قبال ایران همه چیز را از دست دادیم که اشاره او به موضوع توافق هسته ای ایالات متحده با ایران بود که به اعتقاد او در این توافق (برجام) ایالات متحده متضرر شده است.

خلاصه اینکه هر دو نامزد نوع مواجهه با ایران را به عنوان یکی از نقاط ضعف اصلی یکدیگر دیدند و به همدیگر حمله کردند. حال حسن روحانی، رییس جمهور ایران به سختی می تواند با اشتیاق به چشم انداز نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خیره باشد. دونالد ترامپ به وضوح و آشکارا توافق هسته ای سال 2015 را «فاجعه بار» خوانده و از پاره کردن آن در صورت پیروزی گفته بود و اینکه با دو و سه برابر کردن تحریم ها، ایرانیان را پای میز مذاکره مجدد خواهد نشاند.
اولویتی که بسیار زودتر از انتظار تغییر کرد
رییس جمهور منتخب آمریکا، مارس 2016 در سخنرانی کمیته روابط عمومی آمریکا و اسراییل (آیپک) با قاطعیت اعلام کرد اولویت نخست وی در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، بر هم زدن توافق هسته ای ایران خواهد بود. وی همچنین تاکید کرد در صورتی که به کاخ سفید راه یابد از اسراییل به عنوان دوست و متحد قدیمی آمریکا حمایت کامل خواهد کرد اما بر هم زدن توافق هسته ای ایران چندان هم کار آسانی نخواهد بود.
به غیر از ایران و آمریکا، چهار کشور دیگر – انگلیس، فرانسه، چین و روسیه – نیز آن را امضا کرده اند و تمام آنها بر این موضوع اتفاق نظر دارند که توافق صورت گرفته با ایران بسیار مهم و ارزشمند بوده است.
حتی به نظر می رسد عربستان سعودی نیز به جمع حامیان توافق هسته ای پیوسته و معتقد است وجود این توافق هسته ای بردارد و جمهوری خواهان افراطی تحریم های جدیدی را علیه ایران وضع کنند.

 چرا آمریکای ترامپ به برجام نیاز دارد؟

طبیعی است تهران نیز از پایبندی به آن سر باز می زند و سیاست های پیشین خود را در زمینه فعالیت های هسته ای از سر می گیرد. ایران می تواند بار دیگر به غنی سازی اورانیوم روی آورد که برای ساخت سلاح هسته ای کاربرد دارد. این موضوع نه تنها برای اسراییل، بلکه برای هر کس دیگری نیز هشدار دهنده خواهد بود و مهم تر آن که چهره ترامپ را مخدوش می کند و به نخستین اقدام اشتباه او در دوران ریاست جمهوری تبدیل می شود.
برخی به مرور زمان یک مسئله مهم را فراموش کرده اند. کافی است تا مجدد به سخنرانی ترامپ در میان اعضای آیپک مراجعه کرد؛ جایی که او گفت این توافق را به طور کامل لغو می کند و آمریکا هیچ امتیازی به ایران نخواهد داد اما چند ماه بعد وی اظهار داشت توافق را به گونه ای تنظیم می کند که ایران را از هر فعالیت هسته ای دور نگه دارد.
راه حفظ توافق بسته نشده است
امروز تقریبا می توان حدس زد چشم انداز آینده توافق هسته ای ایران در دوران ریاست جمهوری ترامپ بسیار بدتر از زمانی است که کلینتون برای این پست انتخاب می شد اما این بدان معنی نیست که راه ها به سوی حفظ توافق کاملا بسته شده است. ترامپ در تبلیغات انتخاباتی گفته بود با روسیه برای نابود کردن گروه تروریستی داعش همکاری خواهد کرد. این موضوع می تواند روی چگونگی روابط با ایران نیز تاثیر بگذارد.
ترامپ در سخنرانی آیپک و چندین سخنرانی دیگر، خود را چهره ای دارای توانایی انجام توافق های حساس جلوه داد و بارها تاکید کرد همواره مصلحت آمریکا را در اولویت نخست قرار می دهد (شاید این اصلی ترین پیام کمپین انتخاباتی او به شمار می رفت) تا بدین ترتیب سهم نامتوازن آمریکا در توافقات تجاری بین المللی را اصلاح کند اما پرسش اینجاست که آیا این سخنان به معنای تنظیم توافق جدیدی با ایران است؟

 چرا آمریکای ترامپ به برجام نیاز دارد؟

دونالد ترامپ ادعای آن را داشته که از چنین توافقاتی در راستای ایجاد مشاغل جدید و بهره وری حداکثری صنایع ایالات متحده بهره خواهد برد. چنین فضایی به ایالات متحده این فرصت را می دهد که در جستجوی منافع توافق هسته ای باشد که به زعم دونالد ترامپ رییس جمهور اوباما نتوانست آنها را تامین کند و حال دونالد ترامپ آمده که برخلاف باراک اوباما و بسیار فراتر از او از این فرصت ها بهره گیرد. ایده خوبی که متناسب با طیف وسیعی از اولویت های اعلام شده توسط اوست و اتفاقا می تواند به توافق هسته ای کمک کند.
برای شکل گیری چنین اتفاقی یا علاوه بر آن برای کنار آمدن با ایران با هر شانسی از موفقیت، ترامپ نیازمند یک راهبرد دیپلماسی خوب و تاثیرگذار است. او برای ساختن آمریکایی قدرتمند – به ظن خودش – نیازمند برقراری دیپلماسی با جهان است. چندان ساده نیست پیش بینی این که در این مسیر چه اتفاق خواهد افتاد. آنچه مشخص است اینکه انتخاب وزیر امور خارجه در دولت ترامپ بسیار حائز اهمیت است و می تواند در چگونگی رفتار وی با توافق هسته ای ایران تاثیرگذار باشد.
«جان بولتون» یکی از افرادی است که از احتمال انتخاب او به عنوان وزیر امور خارجه ترامپ مطرح می شود؛ کسی که بارها از بمباران ایران سخن گفته بود. افراد دیگری که از جمله نامزدهای بر عهده گرفتن این سمت از آنها یاد شده است می توان به نیوت گینگریچ و رودی جولیانی اشاره کرد. یک موضوع در هر سه این کاندیداها مشترک است: آنها همگی در حمایت از سازمان مجاهدین خلق ایران (گروهک تروریستی منافقین) سخن گفته اند؛ سازمانی که در تلاش در راستای جلب حمایت از خود در راه مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران تلاش می کند.
یک فرقه تروریستی با احوالات عجیب
سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) یک سازمان عجیب و غریب است. آنچه امروز در مورد این سازمان می توان اظهار داشت اینکه عملکرد و فعالیت آن چیزی شبیه یک نوع فرقه مذهبی است که با شست و شوی مغزی پیروان خود، پول و اموال آنها را در اختیار خود گرفته و  آنها را جدا از دوستان و خانواده های آنها در شرایط ایزوله و مدیریت شده نگهداری می کند.
اگرچه نام این فرقه از لیست سازمان های تروریستی وزارت خارجه آمریکا در سال 2012 برداشته شد اما نباید فراموش کرد که این سازمان در سال های قبل موارد متعددی بمب گذاری و ترور در ایران انجام داده است.

 چرا آمریکای ترامپ به برجام نیاز دارد؟

این گروه در دهه 1960 به عنوان یک گروه مسلح مخالف شاه فعالیت خود را تداوم می بخشید و در دهه 1970 تعداد زیادی از نیروهای آن در مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی ایران کشته شدند. این گروه پشتیبانی مسلحانه خود را در راستای پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 قرار داد و به هواداران امام خمینی (ره) که تبعید شده بود در سرنگونی رژیم پهلوی کمک کرد.
اما از آنجا که در جنگ رژیم صدام حسین علیه جمهوری اسلامی ایران در کنار عراقی ها قرار گرفت و نیروهای آن در کنار نیروهای عراقی علیه مردم ایران می جنگیدند، از آن به بعد به طور کامل با مردم عادی ایران قطع رابطه کرد و به صورت کاملا آشکار و عیان در ایران بی اعتبار شد. طبیعی است که هر کس با هر معیاری که قصد قضاوت داشته باشد، اجازه اینکه این گروه در ایران دفتر نمایندگی داشته باشد و بتواند در این کشور فعالیت کند را نخواهد داد.
مسئله ای برای کل خاورمیانه
دیگر گزینه مد نظر او که برای بحث پست وزارت امور خارجه مطرح است باب کورکر، سناتور جمهوری خواه و رییس کمیته روابط خارجی سناست که فردی به شدت محافظه کار است، اما به نظر می رسد یک انتخاب مطمئن تر باشد.
تقارن انتخاب دونالد ترامپ به سمت رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا و مرگ لئونارد کوهن، من را مانند خیلی های دیگر تحت تاثیر قرار داد و من را به یاد شعری از ترانه آینده کوهن انداخت، جایی که می گوید: «همه چیزها در قالب اسلایدهایی می روند – اسلاید در تمام جهات...» آنچه مهم است که اتفاقات تاثیر خود را بر کلیت منطقه خاورمیانه خواهد گذاشت و در این میان تنها بحث توافق هسته ای با ایران مطرح نیست.

منبع : ماهنامه صنعت و توسعه

نظر کاربران

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است.
شما اولین نفر باشید.

 

فهرست

تازه ها

عضویت

تماس با ما