تازه ها

سرگرمی

حکایت و داستان

کلاغه می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

کلاغه می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

کلاغه می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد ضرب المثل کلاغه می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد  مورد استفاده: کنایه از اشاره به تقلید کورکورانه می‌باشد. بیشتر بخوانید...

داستان زیبای توبه ی مرد جوان

داستان زیبای توبه ی مرد جوان

داستان زیبای توبه ی مرد جوان داستان زیبای توبه ی مرد جوان در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله جوانی بود که در میان مردم به حسن ظاهر شهرت داشت و کسی احتمال گناه در باره‌اش نمی‌داد. بیشتر بخوانید...

جنگهای ایرانیان(ساسانیان) با ترکان

جنگهای ایرانیان(ساسانیان) با ترکان

جنگهای ایرانیان(ساسانیان) با ترکان  جنگ های ساسانیان با ترکان جنگهای بین ایران و ترکان به دو بخش تقسیم می‌شود. بیشتر بخوانید...

داستان جالب «ششمین دختر»

داستان جالب «ششمین دختر»

داستان جالب «ششمین دختر» داستان جالب «ششمین دختر» معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. بیشتر بخوانید...

مطلب زیبا و کوتاه خواندنی آدم ها

مطلب زیبا و کوتاه خواندنی آدم ها

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانیدیک نفر در آب دارد می سپارد جانیک نفر دارد که دست و پای دائم می زندروی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانیدآن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمنآن زمان که پیش خود بیهوده پنداریدکه گرفتستید دست ناتوانی راتا توانایی بهتر را پدید آریدآن زمان که تنگ می بندیدبر کمرهاتان کمربند بیشتر بخوانید...

داستان جالب و پندآموز درباره ترحم

داستان جالب و پندآموز درباره ترحم

برای شما یک داستان جالب و آموزنده داریم با موضوع ترحم و بخشش که انسان ها که خواندن آن برای شما خالی از لطف نیست. بیشتر بخوانید...

گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه‌ِ نویسندگان جهان

گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه‌ِ نویسندگان جهان

مجموعه داستان‌های کوتاه‌ از نویسندگان جهان با عنوان ˝پناهگاهی در جنگل˝ گزیده و ترجمه آرتوش بوداقیان منتشر شد. بیشتر بخوانید...

شعر زیبای گرگ از فریدون مشیری

شعر زیبای گرگ از فریدون مشیری

سرودن شعر را از نوجوانی و تقریباً از پانزده سالگی شروع کرد. بیشتر بخوانید...

زندگی به تمام معنا زیباست دل نوشته

زندگی به تمام معنا زیباست دل نوشته

دلنوشته های بسیار زیبا با موضوع زندگی زیباست پیش روی شماست. بیشتر بخوانید...

قصهٔ عاشقان ( جامی)

قصهٔ عاشقان ( جامی)

قصهٔ عاشقان خوش است بسی سخن عشق دلکش است بسی تا مرا هوش و مستمع را گوش هست، بیشتر بخوانید...

عاشق این کتاب ها خواهید شد

عاشق این کتاب ها خواهید شد

این کتاب ها خواننده را از همان صفحه اول به خود جذب کرده و تا آخرین صفحه به حال خود رها نمی کنند. بیشتر بخوانید...

مینی شعر (249)

مینی شعر (249)

شعر، نشانه یک زندگی عالی و بشری است. بیشتر بخوانید...

این کتاب ها را باید بخوانید!

این کتاب ها را باید بخوانید!

کتاب های زیادی هستند که می توانید از بین آن ها هرکدام که مطلوب شماست انتخاب کنید. بیشتر بخوانید...

قدر پدرها را بدانیم

قدر پدرها را بدانیم

مرد جوانی، از دانشکده فارغ‌التحصیل شد. بیشتر بخوانید...

داستان ضرب المثل کن فیکون شد

داستان ضرب المثل کن فیکون شد

هرگاه امری بزرگ واقع شود و یا تغییر و تحولی عظیم روی دهد به عبارت مثلی بالا تمثل جسته اصطلاحاً می گویند : کن فیکون شده است . بیشتر بخوانید...

داستان گردنبند پر برکت

داستان گردنبند پر برکت

روزی پیامبر (ص) در مسجد نشسته بودند. عرب بادیه نشینی وارد شد و گفت: بیشتر بخوانید...

داستان آموزنده و جالب پیرمرد و الاغ

داستان آموزنده و جالب پیرمرد و الاغ

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. بیشتر بخوانید...

داستان بزرگترین حکمت

داستان بزرگترین حکمت

روزی استادی در کنار دریا راه می رفت که نوجوانی نزد او آمد و گفت: بیشتر بخوانید...

داستان کوتاه موسی و بد ترین بنده خدا

داستان کوتاه موسی و بد ترین بنده خدا

روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم. بیشتر بخوانید...

نـادانـی فـرعـون

نـادانـی فـرعـون

ابلیس وقتی نزد فرعون آمد وی خوشه ای انگور در دست داشت و تناول می کرد . بیشتر بخوانید...

داستان هدیه سال نو

داستان هدیه سال نو

- خانم لطفا خریداتونو بذارین روی میز. بیشتر بخوانید...

داستان ملا و شراب فروش !

داستان ملا و شراب فروش !

سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد. بیشتر بخوانید...

داستان مردی که جهنم را خرید!

داستان مردی که جهنم را خرید!

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می‌کردند. بیشتر بخوانید...

معمای مشاور و پدر باهوش

معمای مشاور و پدر باهوش

پدری باهوش فرزندش را پیش مشاوری نابغه می برد و مشاور پس از ساعت ها صحبت با پسر از شخصیت او چیز هایی را می فهمد که تصمیم می گیرد این مسایل را به پدرش بگوید. بیشتر بخوانید...

داستان روزی که امیر گریه کرد !

داستان روزی که امیر گریه کرد !

کودکی امیر وقتی خواهر ها و برادرهایش همه توی این حیاط با بچه های فامیل بازی می کردند ، وقتی روزهای تابستان کوتاه تر از روزهای گرم این سال ها بود. بیشتر بخوانید...

داستان شرط بندی پیرزن باهوش

داستان شرط بندی پیرزن باهوش

قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد . پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . بیشتر بخوانید...

فهرست

تازه ها

عضویت

تماس با ما